زبان مادری:ضرورت یافرصت(زبان های محلِّی وقومی:حق حیات یاحق اظهاروجود)

زبان مادری:ضرورت یافرصت(زبان های محلِّی وقومی:حق حیات یاحق اظهاروجود):ایران یعنی تمام ایران است...:ازهمه ی اقوام واقلیّت های قومی ومذهبی ونژادی ومحلِّی وزبانی و...می باشد...یعنی ازترک تاکرد؛وبلوچ تاعرب؛وفارس تاهمه ی زبان هاونژادهاومحلِّی هاوقوم هاوتک تک ایرانی هاست...بنابرین برهمین اصول...که می بایست؛قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران...را...پایه ی اساس وتنهامرجع مطمئن؛این امردانست...که تخلف ازآن...این پایه ی اساس وتنهامرجع مطمئن را می خشکاند...مطمئنّاً...باخشک شدن...این پایه...که اساس همه ی اموراست...شیرازه ی کلّ جامعه ... یقیناً...ازهم پاشیده خواهدشد...فلذا...اساس توافق لازمه ی کلّ ایران...لزوم توجه به کلّ متن همه ی اصول وفصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران راطلب می کند...باشد...که سرآغازاتّحادوهمبستگی ایران رادرپی داشته باشد... .

نیازجامعه طلب می کند...که باردیگربه بازخوانی کلّ متن همه ی فصول واصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران...پرداخته شود...تادوباره عطرخوش وحدت ویگانگی ملّت ایران را بانگ زند...ودرلایه های عموم مردم ایران...بوی خوش این عطر...به مشام ملّت ایران...برسد... .

(زبان؛جهانِ انتزاعات است.زبان باعث می شودتابایک کلمه ی اداشده یانوشته شده،مصداق عینی ومادّی آن درذهن تجسّم وتصوّرشود.ازطریقِ زبان است که انسان قادربه تصوّروادراک مفاهیم غیرملموس وکاملاًانتزاعی(مثل بدی/خوبی/هوش/درک/...)بوده ویاازسیستمِ انتزاعی وتغییریابنده ی فعل ها؛معناومفهوم متمایزومشخص برگرفته است.ذهن انسان ازطریق این انتزاع است که به تفکّررسیده ویابه عبارتِ بهتر،ذهن انسان درفرایندِاین تفکّرِانتزاعی است که بارآمده است.عالی ترین مرحله ی تفکّرِانتزاعی زمانی امکان پذیرگشته که اصوات زبانی شکل کلمه به خودگرفته ودارای سیستم معنائی شده اند.رسیدن به این مرحله نمی توانسته است به یکباره اتّفاق افتد؛تارسیدنِ به این مرحله،مراحلِ مختلفی طی شده است.آنچه که مطالعات این قلم برروی ساختارهای مفهومیِ زبان نشان می دهد،این است که شکل گیری واحدهای آوا-مفهومی(صداهائی که دارای مفهوم هستند)باعث ایجادشرایطِ انتزاع سازی شده است.اکنون بعدازحدوداًسه دهه مصالعاتِ مستمربرروی ساختارهای مفهومیِ زبان،نه تنهااهمیّتِ پایه ای این مفاهیم موردِتأکیداین نگارنده است بلکه همانگونه که درساختارهای مفهومی افعال(کتابِ بعدی)نشان داده خواهدشد،این مفاهیم دارای ساختارِجبری نیزهستند.به نظرمی آیدصداهای زبانی مشابهت وسنخیّتِ خاصی بامصداقِ خوددربیرون داشته اند.بررسیِ مختصرِاین کتاب نیزبه اندازه ی کافی تأئیدکننده ی این مطلب هست.ازکتاب کتیبه های شفاهی(5)(مفهومِ صدا)(زبانی درونِ زبان)نوشته ی استادناصرمنظوری.)

(سلسله کتاب های "کتبیه های شفاهی"تلاش خواهدداشت تامکنوناتِ زبان(ها)را،بااین دیدگاه بررسی کندکه زبان دردرون خودپرازاسرارساختاری،مفهومی،ومعنائی است.کشف ودرکِ این رمزورازبرای مطالعات "شناختی"اهمیّت بالائی دارد.جهان،به صورتی انتزاعی،دروجودزبان تبلّورمی یابد.بنابراین،زبان یک مقوله ی بسیارپیچیده وسازگارباساختارِعمومی جهان است که فقط درمطالعاتِ چند-رشته ای می توان به ماهیّت،ساخت،ومکنوناتِ آن رسید-آن هم به دورازتعصّب وپیشداری های کلیشه شده.نگارنده اعتقادداردکه درکِ ماهیّت وواقعیّتِ تولیداتِ شفاهی زبان چندان ساده نیست.آن چیزی که درطول تاریخ به صورتِ شفاهی به مارسیده است،حاصل همیاریِ طبیعیِ جامعه بوده وسندی مطمئن برای بررسی است.پس،تئوریزه شدن آن ازمنظر"شناخت"اهمیّت بسیاربحرانی دارد.دراینجاتلاش خواهدشد-تاجائی که امکان دارد-مطالبِ علمی به ساده ترین وخلاصه ترین شکلِ خودمطرح شود.خوشحال هستم که هیچ اصراروتعصّبی بریافته های خوندارم.نیزبرتمامی انسان هائی که خارج ازامکاناتِ آکادمیسمِ رسمی وصرفاًبه خاطرِمنزلتِ علم وشکوهِ خلّاقیّتِ انسان تلاش کرده اند،احترام می گذارم.---دردنیای امروز،ودرشرائط کنونی زبان ها،کسی توجّهی به مفاهیم نهفته درهریک صداهای زبانی ندارد.حال آنکه هرچه ازفضای تحلیلیِ روشنفکری به اعماقِ تولیدِ طبیعی ترزبانی-چه به صورتِ درزمانی،چه به صورتِ هم زمانی-حرکت می کنیم،بیشترمتوجّه نقشِ مفهومی صداهای زبانی می شویم.ازکتاب کتبیه های شفاهی4"زایش ادبیّات"(سیجیر)نوشته ی استادناصرمنظوری.)

زبان مادری:ضرورت یافرصت(زبان های محلِّی وقومی:حق حیات یاحق اظهاروجود):ایران یعنی تمام ایران است...:ازهمه ی اقوام واقلیّت های قومی ومذهبی ونژادی ومحلِّی وزبانی و...می باشد...یعنی ازترک تاکرد؛وبلوچ تاعرب؛وفارس تاهمه ی زبان هاونژادهاومحلِّی هاوقوم هاوتک تک ایرانی هاست...بنابرین برهمین اصول...که می بایست؛قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران...را...پایه ی اساس وتنهامرجع مطمئن؛این امردانست...که تخلف ازآن...این پایه ی اساس وتنهامرجع مطمئن را می خشکاند...مطمئنّاً...باخشک شدن...این پایه...که اساس همه ی اموراست...شیرازه ی کلّ جامعه ... یقیناً...ازهم پاشیده خواهدشد...فلذا...اساس توافق لازمه ی کلّ ایران...لزوم توجّه به کلّ متن همه ی اصول وفصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران راطلب می کند...باشد...که سرآغازاتّحادوهمبستگی ایران رادرپی داشته باشد... .

نیازجامعه طلب می کند...که باردیگربه بازخوانی کلّ متن همه ی فصول واصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران...پرداخته شود...تادوباره عطرخوش وحدت ویگانگی ملّت ایران را بانگ زند...ودرلایه های عموم مردم ایران...بوی خوش این عطر...به مشام ملّت ایران...برسد... .

امروزه جهان ما:درآشوب ونزاع بین المللی...دچارشده است...ومی بایست...به این امرتوجّه گردد...واگرازآن غافل شویم...شاهدروزی خواهیم شد...که این مرض عمومی جهان...که آشوب ونزاع بین المللی...می باشد...گریبان ماراهم خواهدگرفت...

فلذاباید:به میثاق ملّی که همانا...قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران...می باشد...دوباره...به آن نگرش تازه...انداخت...تا...همه چیزبه سرجای خود...بازگردد...

وآنهم...تنها بااجرای تمام اصول وفصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران..میسّرخواهدیافت...

که حقوق همه ی اقوام واقلیّت های قومی ومحلِّی ونژادی ومذهبی وزبانی...و...را...فراهم خواهدساخت... .ولاغیر.... .

(زبان؛جهانِ انتزاعات است.زبان باعث می شودتابایک کلمه ی اداشده یانوشته شده،مصداق عینی ومادّی آن درذهن تجسّم وتصوّرشود.ازطریقِ زبان است که انسان قادربه تصوّروادراک مفاهیم غیرملموس وکاملاًانتزاعی(مثل بدی/خوبی/هوش/درک/...)بوده ویاازسیستمِ انتزاعی وتغییریابنده ی فعل ها؛معناومفهوم متمایزومشخص برگرفته است.ذهن انسان ازطریق این انتزاع است که به تفکّررسیده ویابه عبارتِ بهتر،ذهن انسان درفرایندِاین تفکّرِانتزاعی است که بارآمده است.عالی ترین مرحله ی تفکّرِانتزاعی زمانی امکان پذیرگشته که اصوات زبانی شکل کلمه به خودگرفته ودارای سیستم معنائی شده اند.رسیدن به این مرحله نمی توانسته است به یکباره اتّفاق افتد؛تارسیدنِ به این مرحله،مراحلِ مختلفی طی شده است.آنچه که مطالعات این قلم برروی ساختارهای مفهومیِ زبان نشان می دهد،این است که شکل گیری واحدهای آوا-مفهومی(صداهائی که دارای مفهوم هستند)باعث ایجادشرایطِ انتزاع سازی شده است.اکنون بعدازحدوداًسه دهه مصالعاتِ مستمربرروی ساختارهای مفهومیِ زبان،نه تنهااهمیّتِ پایه ای این مفاهیم موردِتأکیداین نگارنده است بلکه همانگونه که درساختارهای مفهومی افعال(کتابِ بعدی)نشان داده خواهدشد،این مفاهیم دارای ساختارِجبری نیزهستند.به نظرمی آیدصداهای زبانی مشابهت وسنخیّتِ خاصی بامصداقِ خوددربیرون داشته اند.بررسیِ مختصرِاین کتاب نیزبه اندازه ی کافی تأئیدکننده ی این مطلب هست.ازکتاب کتیبه های شفاهی(5)(مفهومِ صدا)(زبانی درونِ زبان)نوشته ی استادناصرمنظوری.)

(سلسله کتاب های "کتبیه های شفاهی"تلاش خواهدداشت تامکنوناتِ زبان(ها)را،بااین دیدگاه بررسی کندکه زبان دردرون خودپرازاسرارساختاری،مفهومی،ومعنائی است.کشف ودرکِ این رمزورازبرای مطالعات "شناختی"اهمیّت بالائی دارد.جهان،به صورتی انتزاعی،دروجودزبان تبلّورمی یابد.بنابراین،زبان یک مقوله ی بسیارپیچیده وسازگارباساختارِعمومی جهان است که فقط درمطالعاتِ چند-رشته ای می توان به ماهیّت،ساخت،ومکنوناتِ آن رسید-آن هم به دورازتعصّب وپیشداری های کلیشه شده.نگارنده اعتقادداردکه درکِ ماهیّت وواقعیّتِ تولیداتِ شفاهی زبان چندان ساده نیست.آن چیزی که درطول تاریخ به صورتِ شفاهی به مارسیده است،حاصل همیاریِ طبیعیِ جامعه بوده وسندی مطمئن برای بررسی است.پس،تئوریزه شدن آن ازمنظر"شناخت"اهمیّت بسیاربحرانی دارد.دراینجاتلاش خواهدشد-تاجائی که امکان دارد-مطالبِ علمی به ساده ترین وخلاصه ترین شکلِ خودمطرح شود.خوشحال هستم که هیچ اصراروتعصّبی بریافته های خوندارم.نیزبرتمامی انسان هائی که خارج ازامکاناتِ آکادمیسمِ رسمی وصرفاًبه خاطرِمنزلتِ علم وشکوهِ خلّاقیّتِ انسان تلاش کرده اند،احترام می گذارم.---دردنیای امروز،ودرشرائط کنونی زبان ها،کسی توجّهی به مفاهیم نهفته درهریک صداهای زبانی ندارد.حال آنکه هرچه ازفضای تحلیلیِ روشنفکری به اعماقِ تولیدِ طبیعی ترزبانی-چه به صورتِ درزمانی،چه به صورتِ هم زمانی-حرکت می کنیم،بیشترمتوجّه نقشِ مفهومی صداهای زبانی می شویم.ازکتاب کتبیه های شفاهی4"زایش ادبیّات"(سیجیر)نوشته ی استادناصرمنظوری.)


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان - ثبت نام کنید و یا وارد حساب خود شوید.
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما